خرید بک لینک
بچه که بودم یکی یکی دندونهام میافتادن و پیرزن کوچولو ی تُپل میشدم، مامانم میگفت: جای خالی دندونت رو زبون بزنی کج درمیاد. ترجیح میدادم ساعتها زبونم رو از دهنم بیرون نگه دارم تا دندون کج نداشته باشم. کمی

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

اینجا قسمت جلویی آشپزخونه امونه که به پذیرایی باز میشه، به دو دلیل قاب دلخواه منه. اول بدیهی ترین دلیلم رو میگم: نور حس امنیتم رو تقویت میکنه و وجود چراغ گازی دیواری برای لحظه ای تاریکی در شب تاریک ز

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

ایران، آذربایجان، برف و شهریور بله کاملا طبیعی است جا نخورید و شوکه نشید. باید بگم اینبار قراره هم استانیهام شوکه شن چون برفی روی زمین نیست حتی دل آسمون برای باریدن هم نگرفته، هم شهریها و همسایه هامو

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

چتم با همسرجان رو با ایموجی قلب پایان میدم، تو رختخواب جابجا میشم و چشام رو میبندم. صدای حوری و محمدامین رو میشنوم که برای قلقلک دادن بابا نقشه میکشند. فاصله اتاق تا پذیرایی تصورشون میکنم، دنیا با همه

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

بامب بامب، نه صدای رعد و برق بود و نه زلزله ای درکاربود. صبح یکشنبه مان با صدای جنگ آغاز شد، صدایی که رنگ و بوی خون دارد. آنچه را که باکو و ایروان از تلویزیونهایشان تماشا میکنند را ما به نظاره نشسته ا

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

مطمئنم دنیا قشنگیهاش بیشتر از کدرهای نچسبِ دلزننده است، ته ته نگاهم دنبال هر آنچه که مثبته و نشونی از خوبی است میگرده. از جنگ گفتم، از بدیهاش، از تلخیهاش، از غمش، از تاثیرش روی زندگیمان. حالا میخوام ی

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

تفنگش جزء به تفریح و شلیک به سیبل دستسازش در نمیشد، گهگداری هم سیبی در هوا پرتاب میکرد و با دونیم شدن سیب بخاطر اثابت گلوله تفنگش نفس حبس شدهاش رو بیرون میفرستاد و تمام ناگفتههای دلش با همان صدا

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

"چشمها را باید شنید."

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

در زندگی روزهایی هست که عادی و معمولی به نظر میآیند. نه کسی درخشندگی رنگشان را میبیند، نه عطر جادوییشان را در هوا احساس میکند؛ اما وقتی یک حادثه کوچک میآید و به سنگینی کوه دماوند میافتد روی زندگ

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 1:16

صفحه بندی